تبلیغات
تاریخ ایران و جهان
تاریخ ایران و جهان
از شــــــوش تا تــــهـــران
: : : :
درباره ما
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
باشکوه ترین دوره ی ایران پس از اسلام






نویسندگان
ابر برچسب ها
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
موجودات فضایی ، یوفو و جهان ماوراء
تبلیغات

دروازه شوش بر روی دیوار جنوب غربی حصار میانی واقع شده .این دروازه را به  این دلیل شوش نامیدند که مسیری از کنار او می گذشته که به شوش می رسیده.این دروازه از دروازه شمال شرقی باریک تر بوده و به نظر می رسد که افراد کمی از این دروازه عبور می کردند .در محل همین دروازه اعداد زیادی میله های شیشه ای سیاه و سفید که برای تزیین درها و دروازه ها ی دور اونتاش از آن استفاده می شده  کشف شد.

دروازه شوش

دروازه شوش بر روی دیوار جنوب غربی حصار میانی واقع شده .این دروازه را به  این دلیل شوش نامیدند که مسیری از کنار او می گذشته که به شوش می رسیده.این دروازه از دروازه شمال شرقی باریک تر بوده و به نظر می رسد که افراد کمی از این دروازه عبور می کردند .در محل همین دروازه اعداد زیادی میله های شیشه ای سیاه و سفید که برای تزیین درها و دروازه ها ی دور اونتاش از آن استفاده می شده  کشف شد.

سازه آبی شهر دو اونتاش

اجداد ما ایرانیان از پیشرفته ترین کشورهای کره زمین از نظر علوم مهندسی آبیاری ، سد سازی  و انتقال آب بوده اند .قناتها ، سدها،کانال های انتقال آب چندین کیلومتری حفر شده در داخل سنگ یا پوشش شده و سایر سازه های آبی به جا مانده از ایران باستان اثبات کنده این ادعاست.بر دیوار ه شمال غربی دور اونتاش سازه آبی ساخته شده بود که بخش قابل توجهی از آن سالم بیرون آمده است.عده ای این سازه را کهن ترین تصنیه خانه آب کره زمین و عده ای دیگر بر اساس شیب طبیعی منطقه آنراه را خروج آب شهر می دانند.یک مخزن کوچک آب در داخل شهر و یک مخزن آب به حجم 350 متر مکعب در بیرون شهر توسط 9 آبراه آجری به  هم متصل می شده اند.آجرهای این سازه آبی با استفاده از گچ و قیر طبیعی آب بندی شده اند.

محله شاهی

در این محل که در جنوب شرقی شهر قرار دارد یک کاخ –آرامگاه ، دو کاخ، دروازه و قلعه ورودی شهر و یک نیایشگاه ساخته شده بوده.

کاخ-آرامگاه زیر زمینی

کاخ – آرامگاه کاخی است که بر روی آرامگاه بنا شده است.بخش زیادی از کاخ که از خشت ساخته شده بوده از بین رفته. ایلامیان و آشوریها و بابلیان مردگان خود را در زیر محل اقامتشان دفن می کردند.بعدها این سنت در ایران تغییر کرد و مردگان را جهت انجام  مراسم و دفن کردن به بیرون از شهر می بردند.بتدریج در نزدیکی شهرهای مسکونی ، شهرهای مردگان یا نکرو پلیس ها بنا شد.در شش کیلومتری شهر باستانی پارسه یا تخت جمشیدنیز که آرامگاه چند تن از شاهان هخامنشی ،بنای کعبه زرتشت و چند نقش برجسته ایلامی و ساسانی را درخود جای داده  و به نام نکرو پلیس شناخته شد.مقبره ها اتاق های زیر زمینی با سقف های هلالی هستند .این سقف های هلالی که با گذشت بیش از سه هزار دویست سال هنوز سالم هستند بیانگر پیشرفته بودن دانش مهندسی ساختمان و معماری در ایران باستان بوده .این مقبره ها از آجر قیر معدنی و گچ ساخته شده  و در مقابل نفوذ آب عایق بوده و آب نمی تواند از آن عبور کند.در کاووش ها مشخص گردید که اجساد پادشاان را سوزانده و خاکستر آن را در قبر قرار می دادند.

ورودی شهر دور اونتاش

ورودی دور اونتاش بر قسمت جنوب شرقی دیوار خارجی آن قرار داشته.بر اساس آجر نبشته هایی که در هنگام کاووش های باستان شناسی کشف شده، این درگاه ورودی شاهی یا دروازه شاه نام داشته.از راه پلکانی که بر دیوارهای این در قرار دارد فرد می توانسته بر بالای بام بروذ. از بین تمام ورودی ها ی دور اونتاش تنها این ورودی است که سه در پشت سر هم داشته که نشان دهنده اهمیت و جایکاه ورودی است.

باغ های اسرار آمیز دور اونتاش

یکی از مهمترین عناصر معماری ایرانی باغ های ایرانی هستندکه در کره زمین معروف و شناخته شده هستند .شواهد تاریخی نشان می دهد که در شهر دور اونتاش نیز باغ های زیبا و اسرار آمیزی وجود داشته که از بین رفته اند.به وجود این باغ ها می توان از نوشته آشور بانی پال پی برد:سربازان من به باغ های آن نفوذ کردند، جایی که هیچ بیگانه ای هرگز نرفته بود ،یا حتی به گوشه ان نیز نظر نکرده بود.ایشان اسرار آن را دیدند و آنرا بوسیله آتش نابود کردند.

سرانجام دور اونتاش

شهر دور اونتاش در حمله آشور بنی پال پادشاه خونریز آشور ویران شد.در کتیبه ای که از او یافت شده می نویسد:چهارده شهر را به اضافه روستاهای کوچک بی شمارشان در دروازه بخش ایلام فتح کردم .خانه های آنها را ویران کردم،به آتش سوزاندم  و تبدیل به زباله و ویرانه کردم.در حالی که اغلب شاهان ایران زمین در نوشته های خود سعی کرده اند سازندگی ها و بخشش ها  و آزادی های خود را نشان دهند این پادشاه به جنایت خود افتخار می کرده.

این شهر پس از این حمله تا چند سال مسکونی بوده ولی رونق گذشته را نداشته و در نهایت خالی از سکنه شده و از یادها می رود.تا اینکه در حدود 65 سال پیش زمین شناسی که در پی اکتشاف نفت به یک تپه خاکی برخورد .در این تپه آجری پیدا کرد که بر روی آن مطالبی با خط میخی نوشته شده بود این تپه صدفی و از جنس خاک بوده که گوهر درخشانی از معماری و دانش ایران باستان رادر دل خود داشت،زیگورات شهر باستانی 3300 ساله دور اونتاش .این زیگورات به نام کوچک چغازمبیل یعنی که شبیه زنبیل وارونه است معروف شده .امید است که نام تغییر کرده و نامی در خور این اثر با شکوه 3250 ساله بر آن گذارده شود.

 

 

کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش

از داریوش بزرگ، کتیبه‌های فراوانی در شهر شوش به دست آمده است که بر روی سنگ‌های مرمرین، پاستون‌ها، لوح‌های گلین و یا بر آجر نگاشته شده‌اند. بیشتر این کتیبه‌ها، مانند دیگر نبشته‌های هخامنشی به سه خط و زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی هستند. متن زیر گزارش فارسیِ یکی از مهمترین کتیبه‌های داریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در شوش (DSe) است که در آن اندیشه‌های داریوش در زمینه صلح‌جویی و همبستگی سرزمین‌ها، آبادانی و سامان شهرها، پاسداشت ناتوانان، پایندگی میهن و بسا نکات مهم دیگر آمده است. این کتیبه کوتاه، همراه با نویسه اصلی میخیِ فارسیِ باستان، آوانوشت و برخی توضیحات از سوی این نگارنده در دست چاپ است و ترجمان آسان‌خوانِ آن در اینجا منتشر می‌شود.

 

بند 1   خدای بزرگ است اهورامزدا؛ که بیافرید این زمین را؛ که بیافرید آن آسمان را؛ که بیافرید آدمی را؛ که بیافرید از برای آدمی شادی را؛ که داریوش را شاهی فرا داد. یک شاه از بسیاران، یک فرمانروا از بسیاران.

 

بند 2   من داریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمین‌هایی با گوناگون مردمان، شاه در این زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه. پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، یک پارسی، پسر پارسی، یک آریایی، آریایی‌تبار.

 

بند 3   گوید داریوش شاه: بخواست اهورامزدا، این است سرزمین‌هایی که جز از پارس دارم. آنانرا فرمان راندم. مرا خراج گذاردند. آنچه گفتِ من به آنان بود، چنان کردند. قانون من آنانرا پایید: ماد، خوزیه، پارت، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، سیستان، آراخوزی، ثَتَه‌گوش، مَکا، گندارَه، هند، سکاییانِ هوم‌نوش، سکاییانِ تیز خود، بابل، آشور، اّرَبیه (عربیه)، مصر، ارمنیه، کاپادوکیه، اسپارت، یونانیان این سوی دریا و آن سوی دریا، اسکودر، حبشیان، کاریان.

بند 4   گوید داریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاختند و یکی دیگری را فرو می‌کوبید. من بخواست اهورامزدا چنان کردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند. از این قانون من بیمناکند که: زورمند، ناتوان را نمی‌کوبد و نابود نمی‌کند.

بند 5   گوید داریوش شاه: بخواست اهورامزدا، بسا کارها که نابسامانیده شده بود؛ من آنرا بسامانیدم. گذر زمان، باروی شهر . . . را برافکنده بود و بازساخت نشده بود؛ من بنیان باروی دیگری برآوردم. چنان که مانَد تا آینده‌ها.

بند 6   گوید داریوش شاه: اهورامزدا و دیگر بغان، بپایند مرا و نوشتارهای مرا و خانه/ میهن مرا.

 

توصیفات مورخین از شوش                                                                 
 حمزه اصفهانی شوش را چنین توصیف می کند:شوش به معنی شهر زیبا باصفا خوب و لطیف است.در تورات و قاموس موسی درباره شوش آمده است:شوشن یا شوشان در زبان عبری به زبان زنبق بوده –در یونان سوسنای می گفتند و نامهای دیگرش "سوسا" "سوس"بوده قسمت بزرگی از ولایت و عیلام را هم "سوسیانا"یا "سوزیانا" می گفتند. شوش یا شوشن نام همه ی گیاهان تیره سنبل و زنبق و نرگس و اسپرغم به شمار میرود.شوش در قرون وسطا آباد و مرکزی بزرگ برای خوزستان بوده است که در آن روزگار چندین شهر –آبادی و حومه داشته و در آن شهر قلعه ای محکم و قدیمی بازارهایی با شکوه و مسجدی با ستونهای گرد وجود داشته اند.این شهر به داشتن منسوجات ابریشمی خام ترنج انار و نیشکر معروف بوده است.                                                

 

 

 

شبکه آبرسانی وکشاورزی در شوش باستان

  شواهد و مدارک باستانشناسی مکشوفه در بعضی از تپه های پیش از تاریخ شوش دلیل محکمی بر این است که دشت خوزستان در نیمه دوم یا حداقل در اواخر هزاره پنجم پیش از میلاد دوران زندگانی استقرار در دهکده را پشت سرگذارده و به صورت بافت اقتصادی پیشرفته منظمی در بعضی نقاط آن شهرهایی بوجود امده و مردم این شهرها به دوران شهرنشینی راه یافتند.تپه شوش که به حق بزرگترین و غنی ترین تپه ای است که در تمام پهنه ی دنیای باستان در منطقه خاور نزدیک و خاور میانه حفاری گردیده آثار ارزنده ای مبنی بر پیشرفت دشت خوزستان در دورانهای پیش از تاریخ بخصوص در اواخر هزاره پنجم پیش از میلاد عرضه نموده است.شبکه آبرسانی وسیعی که در این دشت در هزاره پنجم پیش از میلاد وجود داشته وهنوز هم بقایای آبراه های آن در کنار تپه های باستانی موجود می باشد گواه آنست که اجتماعات بشری در اثر تجربه و تلاش مشکلات آبیاری را به منظور تکثیر محصولات کشاورزی حل نموده و به نحوی آب را از رودخانه ها به مجراهای مورد نیاز خود در دشت جاری و احتمالا سدهایی موقتی و به وسیله وسایل اولیه بر وی رودخانه ها تعبیه می نمودند . وجود ساختمانهایی به وسعت زیاد در شوش معرف یک بافت عظیم و منظم اقتصادی و کشاورزی در اطراف آن (قسمت شمالی دشت خوزستان) بوده و موجب گردیده است چنین شهر عظیمی در شوش از نظر اجتماعی و اقتصادی پابرجا باقی بماند.وجود تعداد زیادی تپه های باستانی مربوط به همین دوران این فرضیه را اثبات نموده و نشان میدهد که در پهنه این دشت اجتماعات کشاورزی زیادی وجود داشته است.                                                                                         

 

 

شوش،بازار کشاورزی ،تجاری و صنعتی

شوش هرچند که بر سر راه یکی از جاده های بین المللی بین خلیج فارس و بین النهرین قرار داشت و اهالی آن در برخی از اوقات هنگامی که از راه تجارت سود کمتری می یافتند به تلاش در راه توسعه و پیشرفت کشاورزی در منطقه اقدام می نمودند.آسایش و رفاهی که به نظر می رسد شهر شوش از آن بهره مند بوده است بدون شک بیش از هر چیز دیگر به بازرگانی بین المللی بستگی داشته و مطالعات مربوط به سکه شناسی صحت آن را مورد تایید قرار می دهد. در کنار کشاورزی فعالیت صنعتی نیز در شوش دارای اهمیت بوده و در میان این فعالیتها صنعت پارچه بافی بویژه ابریشم که شهرت آن مکرر در روایات منابع و متون آمده است ، از همه مهمتر و غالب بوده است. نساجینیز میراثی از دوره ساسانی به شمار می رود .                                                                      

 

شوش؛پایتخت و مرکز سیاسی و اداری

 

آنچه مسلم است شوش برای شاهنشاهی هخامنشیان مانند مرکزیت بابل نبود ولی محل آن از همدان،پاسارگاد و یا تخت جمشید بهتر بود و به سرزمین پارسیان نیز نزدیک بود. از شوش یک جاده آسانی تقریبا به سوی غرب از میان جلگه پهن به بابل می رسد.یک راه باریکی به سوی شمال مشرف به بلندیهای "کواسپس " از میان سرزمین"اوکسیها"که اغلب مستقل بودند به همدان میرفت.در تابستان راه باریک دیگری به سوی جنوب غربی به تخت جمشید و پاسارگاد می رسید و از کوههای بلند می گذشت.داریوش شوش را به عنوان پایتخت انتخاب کرد و به ان مرکزیت سیاسی و اداری داد. سه راه زمینی شوش را از یک سو به تخت جمشید و از راه "دروازه های ایران (بین فهلیانو شهر شاپور)"و از سوی دیگر به اکباتان از راه لرستان و از طرف دیگر به بابل از راه دجله وصل مینمود.روی تپه شوش دژی برپاشد و در شمال شرقی آن کاخهای شاهنشاهی بنا گردید و در جنوب کاخها خود شهر آباد شد.                                     

 

هنر شوش

اطلاعات ما راجع به هنر عیلامی از تاریخ اکتشافات شوش تا حال حاضر بسیار توسعه یافته. این اطلاات مربوط به موضوع های زیر می باشد:"کودورو"از جنس سنگ سفید،به نام "پوزور شوشیناک"و مجسمه های زن از جنس عاج، مقدار زیادی مجسمه های کوچک برنزی و جواهرات که متعلق به "شیهلاک این شوشیناک"بوده است و مجسمه بزرگ برنزی از ملکه "ناپیرازو"زوجه اونتاش هوبان و سنگ یادگار اونتاش هوبان و نقش برجسته مربوط به "دختر بافنده"و نقش برجسته "آداهامیتی انیشوشیناک"و هزاران مجسمه کوچک مانند عروسک از جنس گل پخته و مهرها و لوحه هایی که شامل نوشته هایی به خط میخی و به زبان عیلامی،سومری،اکدی و هخامنشی است و یک قبر متعلق به عهد هخامنشی که در آن نمونه های بسیار زیبایی از جواهرات آن عهد وجود داشته است .از شاهکارهای هنری شوش هنر تزئینی و پوشاندن دیوارهای داخل اطاق و یا درهای چوبی با ورقه ای نازک از نقره و طلا می باشد که آن هم برای اولین بار در حفریات شوش بدست آمده است.                                                                                         

 

خط نویسی اقتباسی از تزئینات هندسی ظروف شوش

مهمترین گامی که انسان به سوی مدنیت برداشته همانا اختراع خط است. بر روی بعضی از قطعات سفال که از عصر نوسنگی برجای مانده خطوط رنگینی دیده می شود که بیشتر کارشناسان آنها را علائم و رموز تشخیص داده اند.در قدیمیترین نوشته های هیروگلیفی که در سومر به دست آمده مرغ را به صورتی نگاشته اند که با نقشه های مرغ موجود بر ظروف سفالی شوش در عیلام کمال شباهت را دارد همین طور نخستین خط نویسی تصویری که نماینده گندم است مستقیما از تزئینات هندسی ظروف شوش و سومر اقتباس شده است.حروف مستقیم الخطی که ابتدای امر (حوالی3600ق.م)آشکار شده ظاهراً صورت خلاصه ای شده است از رموز و رسوم نقاشی شده یا کنده شده بر ظرفهای گلی نواحی جنوبی بین النهرین و عیلام.                                                                

 

صنعت کاشی سازی در شوش

صنعت کاشی در معماری هخامنشی جزء لاینفک معماری عصر هخامنشیان می باشد که نمونه هایی از آن در حفریات شوش به دست آمده است که این نمونه ها با نام تیراندازان یا«جاویدانها»که در موزه لوور پاریس نگهداری می شوند می باشد.               

پیرنیا میگوید:

چیزی که در اینجا(شوش)خیلی بیش از خرابه های تخت جمشید دیده می شود کاشیهایی است که با آن روی دیوارها را می پوشانیده اند.عده ای از این کاشیها مجالسی را تشکیل می دهد که به تیراندازان میباشند یکی از نقوش عبارت است از :شش نفر سپاهی تمام مسلح که سه به سه در دو ردیف روبروی هم ایستاده و نیزه ها را بالای زمین نگاهداشته اند گویی که در حال سلام نظامی بوده اند رنگ آمیزی این کاشیها و زیبائی آن باعث حیرت است.وی ادامه می دهد:کاشی سازی را ایرانیان از بابل اقتباس کردند ولی تفاوتهایی در شکل حیوانات دیده می شود مثلاً دم شیر ایرانی بالاتر است و عضلات شیر برجسته تر .                                                                       

کلمان هوار میگوید:

کاشیهای مینای شوش نگهبانان شاهی را به دو گونه نشان می دهد یکی سفید و دیگری بسیار تیره،گروه نخست می بایست پارسیان کوهستانها بوده باشند و دسته دوم عیلامیها که در دشت آفتاب سوخته زندگی می کردند.در کاخ داریوش حیاط بزرگ مینا کاری بوده که این حیات در قلب کاخ قرار گرفته است.کف حیات از آجر است ولی در محل عبور شاه دیوارکهایی از آجرهای میناکاری تعبیه شده و ستونهای مرمر با چوب بستهای ظریف و سبک ساخته شده است که بر روی آنها سایبان بسیار مجللی که از انواع پرده ها و پارجه های گران قیمت تشکیل شده بود می انداختند.آجرهای بدون لعاب بیشتر در شوش به کار برده شده است و در روی آنها صورت حیواناتی مانند گاومیش بالدار ،شیرشاخدار و بالدار و یا حیوانات افسانه ای دیگر را نقش می کردند.این آجرها را با گل رس نساخته اند بلکه برای ساختن آنها آهک را با ماسه مخلوط کرده وآن را در قالبهایی قرار داده و سپس در کوره می گذاشتند.                                                              

 

خدایان عیلامی و بابلی

همانند خدایان ایران باستان آبادیهایی که در آن خدایان عیلامی و بابلی ستایش می شود نیز مرزبندی دقیقی دارد.طبعاً در منطقه کاملاً عیلامی«الیمائیس»بیشتر با این ایزدان روبرو می شویم و در سایر نقاط برخورد ما با آنها بسیار نادر است.این نکته برای پارس که از دیرباز عیلامی نشین بود بسیار جالب توجه است.بی تردید در زمان داریوش هنوز عیلامیهای فراوانی چه در امور دیوانی و چه در خانواده های ملاک و اشراف مشغول به کار بودند.«هومبان»بزرگترین خدای عیلامی با «اداد»خدای اب و هوای بابلی از اعتبار همپایه برخوردارند.اغلب به این دو در کنار هم و در مقام پذیرندگان قربانی و نذری اشاره می شود.بندرت از دیگر خدایان عیلامی نیز نام برده می شود که ناشناخته و از آنجا که در محمل ستایش این خدایان معمولاً انبار ذخیره غذا قرار داشته ممکن است این خدایان مسئول حاصلخیزی وپرآبی شناخته می شدند.نوعی قربانی به نام «کوشوکوم»برای عیلامیها از اعتبار خاصی برخوردار بود.در عصر باستانی نو عیلام در شوش نیز جشن قربانی بزرگی به نام «گوشوم»برای«ایزد بانوی بالاشهر» برگزار می شد.شاید همین نام در زمان هخامنشیان به صورت کوشوکوم به حیات خود ادامه داده است.پس می توان گمان برد که این قربانی خاص ایزد بانوی عیلامی بوده که هم در عصر باستانی و هم در زمان هخامنشیان مهمترین بخش محسوب می شده است.                                     

 

ستل حمورابی

این ستل در ابتدا در شهر سیپ پار بود و یکی از فاتحان عیلام آن را مانند غنیمت جنگی یا علامت فتح به شوش برد.در شوش نیز چنین ستلی وجود داشت ولی فقط پارچه هایی از آن به دست آمده.ستل مزبور عبارت است از 282فرمول(یا به اصطلاح کنونی ماده)وتمام این مواد چنین انشاء شده:اگر کسی چنین کند چنان باید شود.در این قوانین اصل یا قاعده کلی نیست و مواد موافق دعاوی مدنی وجزایی که در محاکم بابل اقامه می شده تنظیم گشته.مواد مزبور به این نوع امور مربوط میگردد.افترا،قسم دروغ،دادن رشوه به قاضی،حقوق خانواده،تعدی برشخص،حق الزحمه طبیب،حق الزحمه معمار،کشتی سازی،اجاره سفائن،کرایه حیوانات و خسارتی که از این بابت وارد می آید،حقوق وتکالیف ارباب نسبت به غلام و کنیز و بالعکس.در قوانین حمورابی تمام آزادها در مقابل قانون مساوی هستند و مزایای خاصی وجود ندارد یعنی فرقی بین بابلی و غیر بابلی نیست.مردم از سه گروه اند:آزاد،آزادشده و برده.طبقات به چهار گروه تقسیم می شدند:1.روحانیون2.مستخدمین دولت3.سربازها4.تجار و کسبه.از دیگر سنگهای مکشوفه در شوش سنگ«یادگارپیروزی»«نارام سین»و پایه بزرگ سنگی پادشاه «مانیش توسو»و چند سنگ موسوم به«کودورو»می باشدکه برای تعیین حدود مزارع بکار می رفته است.مهمترین اینها «کودوروها»متعلق به پادشاهان «نازیما روتاش دوم»و «کاشتیلیاس سوم»و«اددشوموسور»و«ملیشپاک دوم»و «مردوک آپلایدین اول»و نیز چند مجسمه سومری متعلق به اشنوناک در این محل پیدا شده است.                                         

 

تندیس داریوش در شوش

از روی تندیسی که از داریوش درشوش به دست آمده می توان برداشتی از تندیس خشایارشا نیز داشت.گروه باستانشناسان فرانسوی به سرپرستی ژان پرودر سال1351ش. هنگام تعمیر کاخ آپادانا در شوش پس از گذشتن لایه های اسلامی و ساسانی در محوطه کاخ مجسمه سنگی تمام قد بدون سری را یافتند که گمان برده اند مجسمه داریوش بزرگ باشد.این مجسمه دو متر بلندی و یک متر پهنا دارد و نوشته های روی شنل و کمربند آن بوضوح دیده می شود.در روی کمربند این مجسمه نوشته شده:«من داریوش شاه پادشاه هستم»تندیس داریوش از سنگ تیره ای است که از مصر نزدیک دریای سرخ آورده شده و شاه را در لباس رسمی دربار هخامنشی که یک گل نیلوفر در دست چپ دارد نشان می دهد.برروی لباس نام شاه به سه زبان فارسی باستان،عیلامی و بابلی و بر روی پایه تندیس نام کشورهای شاهنشاهی پارسی به هیروگلیف مصری آمده است.این تندیس به فرمان داریوش در مصر ساخته شده است و چنین بر می آید که بعدها نیز تندیس سازان مصری طرف علاقه ایرانیان بوده اند زیرا به طوری که از نامه ای به خط آرامی برمی آیدقریب صد سال بعد آرشام ساتراپ ایرانی مصر،به یک مجسمه ساز مصری سفارش ساخت تندیسی از یک سوار کار 222و تندیسهای دیگر می دهد.کشف قطعات دیگری از تندیسهای بزرگ در شوش مانند سرمردی باریش،پای با کفش پارسی و قطعاتی از لباس بابقایاییاز نبشته ها نشان دهنده سبک معمول هنر زمان هخامنشیان است.                                 

 

موضوع مطلب : شوش،پایتخت کهن ایران پر افتخار,
ارسال شده توسط سجاد 7000 در ساعت 10:39 ق.ظ | نظرت شما ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی

s