تبلیغات
تاریخ ایران و جهان
تاریخ ایران و جهان
از شــــــوش تا تــــهـــران
: : : :
درباره ما
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
باشکوه ترین دوره ی ایران پس از اسلام






نویسندگان
ابر برچسب ها
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
موجودات فضایی ، یوفو و جهان ماوراء
تبلیغات
 پس از روی کار آمدن سلوکیان شوش به عنوان یک مرکز تجاری ، به صورت تقریبا" مستقلی اداره می شد. چنین وضعیتی تقریبا" تا پایان دوره اشکانی حاکم بود. از معدود آثار مکتوبی که از سلوکیان به دست آمده ، کتیبه هایی است که در شوش یافت شده است. سلوکیان برای ایجاد ارتباط تجاری قوی تر میان شوش و سرزمین های دیگر اقدام به کانال کشی رودخانه کارون(ائولایوس) نمودند. و بدین ترتیب ادویه و کالا از هند و عربستان از طریق دریا در بازار شوش تجارت می شد. سکه های یافت شده در شوش حقایق زیادی از دوره سلوکیه و اشکانی روشن ساخته است. در دوره پارتیان شوش متاثر از کشمکش ایران و روم بود  و  یونانیان به همراه بقایای ایلامی و یهودی و  سایر ملل ساکن در شوش اکنون قسمتی از کشور پهناور اشکانی بودند.

سلوکیان و پارتیان

 پس از روی کار آمدن سلوکیان شوش به عنوان یک مرکز تجاری ، به صورت تقریبا" مستقلی اداره می شد. چنین وضعیتی تقریبا" تا پایان دوره اشکانی حاکم بود. از معدود آثار مکتوبی که از سلوکیان به دست آمده ، کتیبه هایی است که در شوش یافت شده است. سلوکیان برای ایجاد ارتباط تجاری قوی تر میان شوش و سرزمین های دیگر اقدام به کانال کشی رودخانه کارون(ائولایوس) نمودند. و بدین ترتیب ادویه و کالا از هند و عربستان از طریق دریا در بازار شوش تجارت می شد. سکه های یافت شده در شوش حقایق زیادی از دوره سلوکیه و اشکانی روشن ساخته است. در دوره پارتیان شوش متاثر از کشمکش ایران و روم بود  و  یونانیان به همراه بقایای ایلامی و یهودی و  سایر ملل ساکن در شوش اکنون قسمتی از کشور پهناور اشکانی بودند.

ساسانیان

در دوره ساسانیان شوش به همراه شوشتر و جندی شاپور به عنوان مراكز اقتصادی تولید و صادرات ابریشم به اقصی نقاط جهان مطرح بودند. در ابتدای دوره ساسانی و اواخر پادشاهی شاپور دوم شورش و نافرمانی بوجود آمده در شوش بوسیله حمله شاپور با فیل فرو نشست و شهر به ویرانه ای مبدل شد كه آثار آن هنوز در شوش وجود دارد. پس از این حادثه شهر شوش به "ایران خره شاپور "به معنی شكوه ایران به دست شاپور تغییر نام داد  و در شمال شهر شوش شهر "كرخادی لادان" ساخته شد كه بعدها به " ایران آسان كر كواد " به معنی كواد ایران را آرام ساخت تغییر نام داد. در این زمان پس از شكست روم از ایران و انتقال اسرای رومی به شمال خوزستان این منطقه تحت تاثیر حضور آنان قرار گرفت. با نفوذ مسیحیت شوش به قسمتی از نواحی اسقفی قرار گرفت. با ظهور مانی و آیین او تمام منطقه غرب و شرق تحت تاثیر آیین او قرار گرفت و در نهایت مانی در زمان بهرام یكم و با فشار موبدان در زندان بیلاباد (گندی شاپور) از توابع شوش كشته شد.

.هیئت های باستانشناسی

 

اولین کاوش های باستانشناسی از سال 1228تا1251 ه.ش(1849-1872م.)توسط لوفتوس انجام شد.وی چند بار جلگه ی بین النهرین و دشت شوش را پیمود و نخستین کسی بود که محل شوش را کشف کرد.از سال 1283تا 1285 ه.ش(1904-1906م)مارسل وژان دیولافوا حفریات مهمی انجام دادند.

از سال 1296 ه.ش ژاک دومورگان(1875-1924م)باستانشناس فرانسوی به ریاست هیئتی از دانشمندان و باستانشناسان کاوشهای سالیانه خود در ایران را در شوش شروع کرد.این هیئت بعدها به هیئت باستانشناسی در ایران تغییرنام داد و کاوشهای آن تا پایان ماموریت پروفسور رمان گیرشمنادامه یافت.

ازمیان دانشمندانی که عضویت این هیئت را داشتند باید از ژاک دومورگان نام برد که نه تنها مدت 15 سال ریاست آن را به عهده داشت بلکه ماموریتهای اکتشافی علمی بسیاری در دیگر نقاط ایران نیزانجام داد.پرشل خط شناس معروف در هیئت نام برده انجام وظیفه می کرد و با خواندن نوشته هایی که در طی حفریات به دست آمدند توانست نام کامل شاهانی را که در شوش سلطنت کرده اند و همچنین اطلاعات دیگری را در باب عادتها و رسوم مردمانی که در این سرزمین زندگی میکردند در دسترس مردم جهان بگذارد.

پس از دومرگان کنت دو مکنم ریاست عملیات حفاری را در شوش به عهده گرفت وچهل سال به کاوش در این محل پرداخت و مجموعه های گرانبهایی کشف کرد که اکنون زینت بخش موزه ایران باستان و موزه های خارجی چون لوور پاریس اند.                                                   

شهر شوش از دیر باز بستر تولد و گسترش تمدنهای بزرگی بوده است ، تمدنهایی که اکنون چهره ای ماندگار در تاریخ از آنان به جا مانده است

تپه اکروپل

یونانیان بلند ترین نقطه شهر را اکروپل می نامند.اکروپل نامی است که اروپاییان برای این تپه انتخاب کردندزیرا این تپه بلندترین تپه،در بین تپه های باستانی شوش بود.تپه قدیمی در شهر شوش ،نخست سکوی بزرگی به بلندی 10 متر و طول 80 متر بنا نهادند.بر روی سکو معبد و در کنار آن تاسیسات اقتصادی و اداری نیز ایجاد شد که آثار برخی از آنها تا به امروز مانده است.این بنا بعدها مرکز اکروپل شوش شد.بیشتر آثار هم شوش در روی این تپه کشف گردیده.این تپه از سطح زمین 30مترارتفاع دارد.درضمن کاوش به طبقات اسلامی،ساسانی، اشکانی، سلوکی، هخامنشی،ایلامی و بیش از ایلامی بر خوردارند.در این تپه آثار 27 لایه شهری کشف گردید .در حدود 4300 سال پیش دو معبد بزرگ برای اینشو شیناک و الهه نین هورساگ روی این تپه ساخته شده بود.آثار و ابزارهای گرانبهایی از این محل بدست آمده.

قلعه شوش

زمانیکه فرانسویان کاووش های باستان شناسی خود را در شوش آغاز کردند بدین نتیجه رسیدندکه این مکان از نظر اشیای باستانی  و قدمت از چنان غنایی بر خوردارند که کاووش ها در آن چندین سال بطول می انجامید. به همین دلیل تصمیم گرفتند که اقامتگاهی دایر را برای خود برپا کند .بنای نخستین با استفاده از آجرهای بدست آمده  از حفاری شوش  و چغازنبیل بر پا گردید.به همین دلیل به عنوان موزه آجر شناسی نیز شناخته می شود . این قلعه در دو مرحله ساخته شد و دارای دو حیات جداگانه می باشد.این بنا که به قلعه شوش معروف است بر روی تپه اکروپل ساخته شد.نقشه آن شبیه به قلعه های نظامی است  و جنبه امنیتی آن برای مردم مهم بوده.این قلعه بر روی تپه اکروپل ساخته شده. بر روی دیوارهای این قلعه می توانیم آجرهای نبشته دار  و لعاب دار بینیم.

شاخص ارتفاع اکروپل

بازدید کنندگانی که از تپه اکروپل دیدن می کنند  در جنوب قلعه یک بر آمدگی از جنس خاک می بینند که از دور خود نمایی می کند. این بر آمدگی شاخص ارتفاع اولیه تپه اکروپل است.یعنی تمام تپه اکروپل روزی در این سطح قرار داشته . باستان شناسان بر روی این تپه شروع به کاوش کردند  ولی روی این سطح هیچگونه حفاری صورت نگرفته  در نتیجه ارتفاع آن برابر با ارتفاع اولیه تپه اکروپل است

تپه آپادانا و هخامنشیان

آپادانا به معنای بار عام،پذیرش عموم و یا ملاقات شاه با عموم است. یکی از تپه های باستانی شوش به نام آپادانا نامیده می شود.چون ویرانه های کاخی در آن جا کشف شد که به دستور داریوش هخامنشی در آنجا ساخته شده بود  و براساس نبشته کشف شده به سه زبان ایلامی،پارسی باستان و بابلی به نام آپادانا خوانده می شده. این کاخ در دوران اشکانی  ویران گردید.

با گسترش حکومت کورش هخامنشی  و اقتدار حکومت وی سبکی جدید در معماری ایران پایه گذاری گردیدساخت کاخ های با شکوه از جنس سنگ .پس از کورش ،پسرش کمبوجیه به قدرت رسد  و مصر را به قلمرو حکومت ایران اضافه کرد.

داریوش هخامنشی پس ا ز کمبوجیه  و در حدو د 2500 سال پیش به قدرت رسید  و شوش را به عنوان یکی از پایتخت های هخامنشی انتخاب کرد .او در این شهر برای خود کاخی با شکوه ساخت که امروزه فقط ته ستون های آن را می بینیم.ساختمان های شوش تا آن زمان آجری بود . داریوش هخامنشی کاخ خود را از سنگ  و مستحکم بنا نمود .گفته می شود برای پی کنی این کاخ 10 تا 20 متر خاک برداری گردید. کاخ آپادانا در حدود سالهای 518-512ق.م به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی بنا شده است.در دوران اردشیر اول طعمه آتش شدو بار دیگر در عهد سلطنت اردشیر دوم آن را تجدید بنا و تعمیر کردند.

این کاخ در دورهی اشکانی ویران شد.بر فراز بقایای ساختمانهای آن که در دوره ی اسلامی یک محله ی کامل شهر بنیان یافته بود آثار و بناهایی از نخستین

سده های میلادی دیده شده است.روی زیر ستونی که از زمان اردشیر دوم باقی مانده این مطلب عنوان شده است:

من اردشیر شاه بزرگ شاه شاهان شاه کشورها شاه این سرزمین پسر داریوش شاه گوید:داریوش پسر اردشیر شاه بود .اردشیر پسر خشایارشا.خشایارشا پسرداریوش شاه.داریوش پسر ویشتاسب

هخامنشی این آپادانا رانیای بزرگ من داریوش بنا کرد.بعد در زمان نیای من اردشیر این بسوخت

و به فضل اهورامزدا و میترا من این آپادانا را ساختم . اهورامزدا و میترا مرا نگاه دارند.

زیباترین آثاری که از تالار کاخ آپادانا بدست آمده عبارتند از ردیف شیرهای غران ،گاو  و سربازان سپاه جاویدان که روی کاشی های لعاب دار با رنگ های گوناگون نقش شده.تعداد این سپاه همیشه ده هزار نفر بوده  و هرگاه یکی از آنها مریض می شده یا فوت می کرده سریع یک نفر جایگزین او میشده  به همین دلیل آنها را سپاه جاویدان میگفتند.

  بخش هایی از متن نبشته های مختلف بدست آمده از کاخ آپادانا

خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید،که آن آسمان را آفرید،که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد،یکی شاه از بسیاری، یک فرمانروا از بسیاری.من داریوش،شاه کشورهای شامل همه گونه مردم،شاه در این زمین دور و دراز، پسر ویشتاسب،هخامنشی،پارسی پسر پارسی ،آریایی از نژاد آریایی...اهورا مزدا مرا در این سرزمین شاه کرد ... من اهورامزدا را پرستش کردم،او مرا یاری کرد....آنچه که من کردم همه به خو است اهورامزدا بود.زیور این کاخ را که در شوش ساختم  از راه دور آورده شد. داریوش پس از مدتی کوتاه که در بابل اقامت کرد شوش را محتملاًدر سال521ق.م پایتخت خود قرار داد.در اکروپل که کمی پیش از این عهد در آن معابد و قصور عیلامی بنا شده و در هنگام تاخت و تاز آشوربانیپال خراب گردیده بودداریوش دستور داد قلعه ای مستحکم بنا کنند.وی بفرمود تا روی یک تپه مجاور کاخ آپادانا را بسازند.در جهت شرقی تر و مجزا از قصر به وسیله خیابانی عریض شهر به معنی اخص با منازل و سراهای درباریان،عمال و تجار گسترده شده بود.مجموعه این ابنیه را دیواری محکم از آجر خام احاطه کرده بود و آن در جوانب دارای برجهایی برجسته بود که هنوز محل آن را در طرح عمومی می توان تشخیص داد.داریوش دستور داد مجاور پایه این دیوار خندقی عریض حفر کنند.که آن را از آب رود شائور که به همین منظور منحرف کرده بودند پر می کردند و این خندق شهر را محاصره می کردو آن را به صورت جزیره ای غیر قابل تسخیر در آورده بود.شوش پایتخت جهان که به وسیله چهار رود به دریا اتصال داشت و پادشاهان،امیران،سفیران،پزشکان،ادیبان و هنرمندان به آنجا رفت و آمد داشتند می بایست شایسته نقشی باشد که شاهنشاه بدو تخصیص داده بود.                           

داریوش میگوید:

«این کاخی است که من در شوش بنا کرده ام.تزیینات آن از راه دور آورده شده .چندان خاک کنده شد که من به بستر آن رسیده ام پس از آنکه زمین حفر شد آن را باریگ درشت در بعضی جاها تا 40ارش و در برخی تا 20ارش با ریگ درشت انباشته اند.کاخ بر روی این ریگها بنا شده.حفر زمین و انباشتن محل آن با ریگ درشت و قالبگیری آجر کار بابلیان بود که آن را انجام دادند.چوب سدر را از کوه موسوم به جبل لبنان آورده ان،قوم آشور آن را تا بابل آورده اند و از بابل تا شوش کاریان و ایونیان آن را حمل کردند.چوب میش مکن از گنداره و کرمان حمل شد.طلایی که در این جا به کار رفته از ساردس و بلخ آورده شده.سنگ لاجورد و عقیق را که در اینجا استعمال شده از خوارزم آورده اند و ...»اهمیت متن مزبور از هدفی که شاهنشاه در نظر داشت تجاوز میکند و آن تصویری است درست از هویت شاهنشاهی و آنچه که پادشاه مقتدر از ملل خواستار بود:زیستن برای او،کار کردن برای او،انجام دادن کوچکترین خواهشهای او،مردن برای او.                               

                                                                                                                 

در کنار آرامگاه داریوش هخامنشی در نقش رستم سنگ نبشته ای با مضامین بسیار عالی دیده می شود که نشان از فرهنگ بالای ایرانیان باستان دارد،که این چنین نویسندگانی را تربیت کرده اند. بخشی از این مطالب سنگ نبشته به قرار زیر است:خداوند بزرگی است اهورا مزداکه خوبی های که دیده می شود را آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید  و خرد و کوشش را به داریوش ارزانی داشت. به یاری اهورا مزدا من خواهان راستی هستم  و از دروغ روی بر گردانم . دوست نادرستی نیستم. من خوش ندارم ناتوانی از حق کشی زورمندی در رنج باشد. من خوش ندارم که حقوق توانایی  به سبب کارهاب نا توان آسیب ببیند . آن چه راست است آن آرزوی من است. من دوست مرد دروغگو نیستم.آنچه سبب خشم من می شود با متانت تحت عقل خود در می آورم.من به شدت بر نفس خود مسلطم. آنچه که کسی بر علیه دیگری می گوید مرا قانع نمی سازد  مگر اینکه با مقررات و آیین نیک وفق دهد.

در تخت جمشید کاخی یافت شده که نقشه آن شبیه کاخ آپادانای شوش است. به همین دلیل آن را نیز آپادانا نامیده اند .کاخ با یک تالار مرکزی 36 ستون  و سه ایوان 12 ستونه،  در مجموع 72 ستون که بیان گر اهمیت این عدد در فرهنگ ایران است.حافظ بزرگ نیز می گوید:

جنگ هفتاد دو ملت را همه عذر بنه

چون ندیدند حقیت ره افسانه زدند

ستون هایی با ازتفاع حدود 18 متر  و سر ستون هایی به شکل گاو  دو سر به وزن چند تن بالای سر آنها .این سندی گویا و با ارزش است  از توانمندیهای علمی و عملی مهندس، معماران, استاد کاران، و کارگران ایران باستان.آنچه از کاخ پر شکوه آپادانا به جا مانده  تعدادی ته ستون  و بخشی از یک ستون و یک سر ستون است. شما اکنون می توانید در کاخ آپادانا قدم بزنید.سطوح خارجی کاخ آپادانابا آجرهای لعاب دار تزیین شده بوده.دیوارهای کاخ برهم عمود بوده و حدود 5/15درجه از جهات جغرافیایی اصلی انحراف دارند.قرینه سازی و تناسب با دقت زیادی، در کاخ ها انجام گرفته.کاخ آپادانا دارای سه حیاط و تعدادی اتاق است.این کاخ در زمان اردشیر اول دچار آتش سوزی گردیده و در زمان اردشیر دوم دوباره باسازی شده.می گوید شاه اردشیر بزرگ ،شاه شاهان،شاه کشورها،شاه این سرزمین پسر داریوش،پسر شاه اردشیر،پسر خشایار شاه،پسر داریوش، داریوش پسر ویشتاسب هخامنشی،این کاخ را داریوش جد من بنا کرد.بعدها در زمان اردشیر پدر بزرگ من این کاخ در آتش سوخت. به یاری اهورا مزدا،آناهیتا و میترا را من امر کردم که این کاخ را دوباره بسازند ،تا اهورامزدا،آناهیتا و میترا از جمع بلایا حفظ کنند .و مرا و آنچه که من کردم که ایشان بدین خشم نگیرند و آنرا منهدم نسازند . در هنگام بازدید از تپه باستانی شوش حفره هایی را می بینیم که در خاک حفر شده.این حفره ها ترانشه هایی هستند که در اثر کاووش های و حفاریهای باستان شناسی ایجاد شده اند.برخی از این حفرهها را برای جلوگیری از ریزش ، آجر چینی کرده اند.

دروازه کاخ آپادانا

در شرق کاخ آپادانا و به فاصله 80 متری از آن دروازه ای ساخته شده بوده که ما آنرا دروازه کاخ آپادانا می نامیم.این دروازه بنایی است دارای تالار 4 ستونه.به نظر می رسد ارتفاع این دروازه حدود 12 تا 13 متر می بوده .براساس سنگ نبشته  خشایار شاه که بر پایه یکی از ستونها کشف شده،ساخت این بنا در زمان داریوش هخامنشی شروع و در زمان خشایارشاه به اتمام رسیده است .در سال 1971در کنار تا خروجی این دروازه مجسمه ای از داریوش هخامنشی بدست آمده است .این مجسمه ها از معدود پیکرها ی سه بعدی به جا مانده از زمان هخامنشیان است.این دروازه با یک راه آجر فرش که بخشی از آجرهای آن سالم است به کاخ آپادانا وصل می شده.                                             

 شهرهای شاهی                                     

شهرشاهی در شرق آپادانا و اکروپل واقع است که در گذشته درباریان در آن

زندگی میکردند.درسال 1954تا1955م. آثار 9شهرپیدا شد که بر روی هم قرار داشتند و قدمت آنان از دوران بابل جدید شروع می شد و به دوران اسلامی پایان می یافت.مساحت محل کاوش 6000متر مربع بود.دو طبقه اول از عهد اسلامی بودند که نخستین آنها متعلق به سده 8یا9م. ودومین آنها

شهری از سده 8یا9م.بود.علاوه بر آثارخانه ها یا انبارها سفالهای بسیاری

از اوایل دوران اسلامی و نقوش برجسته ی روی گچ از عهد ساسانیان و شیشه سکه و غیره در این طبقات به دست آمده اند.

طبقه سوم متعلق به ابتدای استیلای اعراب تا پایان دوران ساسانی یعنی سده های7و8م.است.سپس به طبقه ای از خاک به عمق 50تا80 سانتیمتر برخوردند که در آنهیچ اثری پیدا نشد.طبقه چهارم از دوره ساسانیان بود و آثارخرابی شهر در زمان شاپور دوم در آن دیده می شد.ویرانه ی منازل در این طبقه حاکی از خرابیهای شدید است.دیوارها برکف اتاقها ریخته بود و در کف اتاقها گورهای مردمانی را درخمره های زیر خاک یافتند.

در وسط این طبقه یک ساختمان مربع شکل(14در14متر)از خشت پیدا شد

که فقط یک تالار ستون دار با دو ردیف ستون بود و در پیرامون آن سه راهرو وجود داشت.این تالار سه دروازه داشته است .روی دیوارها نقاشی شده بود وقسمتی از آن نقاشیها که به دست آمد منظره ی شکاری را نشان می داد که سواری کمان در دست به سوی یک دسته حیوان نشانه رفته است.در این طبقه(از سده3تا4م)تعداد بسیاری سفال ساسانی پیدا شده است.

طبقه پنجم مربوط به دوره اشکانی است.در نقاط مختلف این طبقه آثار آتش سوزی دیده می شوند.تعدادی گلئله ی سنگی که به وسیله ی دستگاههای

مخصوص محاصره به داخل شهر پرتاب شده بود در خانه های این طبقه پیدا شدند.در میان ویرانه های این شهر خرابه ی یک حمام وجود داردکه با

معرق کاری مزین شده است.به علاوه تعدادی سفال از دوره ی اشکانی اشیای برنزی آهنی و شیشه ای و مجسمه های کوچک از گل پخته یا از عاج از این محل به دست آمده اند.                                                                                                        

 

شهر کارگران

 

در سالهای 1947و1948م پروفسور رمان گیرشمن در تپه موسوم به شهر کارگران یا شهر صنعتگران یا شهر پیشه وران کاوشهایی به عمل آورد.در این

محل سه طبقه از زیر خاک بیرون آمده اندکه ضخامت هر یک از آنها یک یا دو متر است و همه از دوره اسلامی اند.

در طبقه بالا آثار یک مسجد قدیمی پیدا شد که احتمالا در ردیف قدیمی ترین مساجد ایران قرار دارد.در ویرانه های مسجد سفال و شیشه زیادی به دست آمد.

در طبقه پایین تر گورستانی از دوره اشکانی و سلوکی قرار داشت(از 300ق.م

تا200م)گورهای مزبور به دو دسته تقسیم می شوند:

دسته اول گورها یی هستند که روی آنها طاق زده شده است.در این نوع گورها

مردگان را در تابوتهایی از گل پخته قرار میدادند ولی اجساد کودکان را معمولا

در خمره ای می گذاشتند.

دو دیگر گورهایی هستند که به اتاق می مانند پله ای به آنها راه می برد.برای

آرامگاههای خانوادگی نیز چندین اتاق اختصاص داده شده بودند.در تابوتهایی

که از این اتاقها به دست آمده اند چندین اسکلت وجود داشته اند.برای جا دادن

مردگان بعدی استخوان مرده ی سابق را در گوشه ای از تابوت جمع می کردند

و مرده ی جدید را در محل خالی شده قرار می دادند.

اشیایی که همراه مردگان می گذاشتند عبارت بود از :ظرفهای گلی معمولی بی نقش یا لعاب دار-قمقمه-مجسمه های کوچک گلی-چراغ-تزیینات و سکه.

در بخشهای فوق آثار زیر خاکی زیادی شامل ستون-سرستون-پایه ستون-

ظرفهای سفالی-اسلحه-وسایل زینتی و همچنین الواحی که با علائم خط تصویری

کشف شده اند.

در دوره ی هخامنشی داریوش شهر شوش را به عنوان پایتخت زمستانی خود

 انتخاب کرد.پس از وی خشایارشا و اردشیردوم و سوم آن را تعمیر و تجدید بناکردند.

 

کاخ شائور                                                                                                      

موقعیت كاخ شائور

این كاخ تنها بنای سلطنتی شوش است كه در بیرون حصار شهر هخامنشی در مكانی دلپذیر احداث شده و دور تا دور آن را فضای سبزی با امكانات آبیاری فرا گرفته بوده است.پیش از كاوش كاخ شائور در شوش بازشناسی مجموعه با استفاده از روش مقاومت الكتریكی انجام شد.بر اساس نقشه تغییرات مقاومت الكتریكی زمین یك طرح هندسی كه بناها در آن جا گرفته بودند یافت شد و سپس كاوشها نیز آن را تایید كرد.این بنا به نسبت مجموعه كاخهای واقع بر تپه آپادانا،ابعاد چندان بزرگی ندارد(3 هكتار)احتمالا در زمانی كه كاخ داریوش مرمت می شده،به عنوان اقامتگاه موقت اردشیر دوم در شوش مورد استفاده قرار گرفته است.در تصویر زیرین ته ستونهای كاخ اردشیر دوم یا كاخ شائور را ملاحظه كنید..این کاخ مجموعه ای است به وسعت 3/3 هکتار که یک تالار 64 ستونه به وسعت حدود 1300 متر را در خود جای داده بوده .پایه این ستونها شبیه به ستونهای تالار آپادانا است ولی کوچکتر از آنهاست.گفته می شود بر روی این پایه ها ستونهای رنگ آمیزی شده قرار می گرفته که سقف تالاری را بالای سر خود نگهداشته اند.کف پوش این کاخ آجری بوده که بخشی از بقایای آن هنوز قابل دیدن است. روی پایه این ستونها حفرهایی را برای بست های سربی ایجاد کرده بودند قابل دیدن است.از بست های سربی برای اتصال سنگها  به یکدیگر استفاده می کردند.شکل ته ستونهای سالن اصلی مدور است در حالی که ته ستونهای ایوانها چهار گوش هستند.دیوارهای این کاخ از خشت خام ساخته شده بودند.روی خشتها گل و بر روی یک ورقه گچ کشیده شده است .احتمال داده می شود که روی این گچ ها نیز نقاشی شده بوده.

ته ستونهای كاخ شائور

تالار ستوندار 64 ستون چوبی بر پایه های سنگی دارد،دور تا دور این تالار چهار ایوان وجود دارد .ایوان پشتی مشرف به یك باغ بوده است.و جالب است بدانید نخستین دیوارنگاره های هخامنشی در ایران از همین تالار به دست آمده است.

 

در دوران اسلامی یك كارگاه فرآوری نیشكر بر ویرانه های كاخ شائور احداث شده بود.برای تامین آهك مورد نیاز  برای سفید كردن فرآورده نیشكر،ستونهای از سنگ گچ كاخ را سوزانیده اند.این كارگاه متعلق به قرون دوازده و سیزده میلادی است .

 

بقعه دانیال(ع)

 

آرامگاه دانیال پیغمبر

دانیال نبی (ع)پیامبری که در سرزمین مقدس فلسطین به دنیا آمد و در اوایل کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و به سرپرستی پیرزنی بزرگ شد و در همان دوران نوجوانی به اسارت وبه سرزمین بابل برده شد.حوادث روزگار او را از غلامی به کار دیوانی کشاند و به جهت نفوذ و قدرت معنوی خویش اسباب ازادی اولاد یهود را پس از 70سال اسارت فراهم گردانید و خود در شوش از دنیا رفت.                                                                  

واژه دانیال در عبری یعنی (خدا داور من است ).دانیال ملقب به نبی الله از پیامبران بنی اسرائیل ومعاصر کورش کبیر و داریوش بزرگ هخامنشی بوده است . وی از قبیله یهودا و احتمالا از خاندان شاهی بود.درسال سلطنت یهویاقیم (605ق.م)به بابل

به دربار بخت النصر به اسارت برده شد وکلدانیان او را به بلطشصر موسوم کردند.وی بر علوم کلدانیان دست یافت ودر حکمت از آنان پیشی گرفت.اولین واقعه ایکه سبب نفوذ و معروفیت دانیال شد تعبیر خوابی بود که بخت النصر در دومین سال سلطنت خود دیده بود که در نتیجه آن بخت النصر وی را بر ولایت بابل گمارد.

چند سال بعد چون از نماز بردن به فرمانروای بابل سرباز زد به کنام شیرها افکنده شد اما به طریق معجزه آسایی رهایی یافت وهمچنان در مشاغل عالی باقی ماند ودر دوره کورش نیز مورد لطف او بود .دانیال پیامبر پس از در گذشت بخت النصر از جانب بهمن پسر اسفندیار به بیت المقدس بازگردانیده شد.وی از آنجا به خوزستان آمدو در شوش دیده از جهان بربست.حمد الله مستفی مولف تاریخ گزیده می نویسد:

دانیال بعد از مرگبهمن بن اسفندیار به بیت المقدس آمدو عمارت کرد.بنی اسرائیل رابیاورد وخدای تعالی او را معجزه  علم رمل داد واو مدتی بنی اسرائیل را رهنمونی کرد.پس به ولایت خوزستان رفت و آنجا در گذشت .ابو موسی اشعری به فتح خوزستان گوراو را بیافت.او را تجهیز وتکفین کرد واورا نماز گزار وجهت او مزار ساخت.

سید عبد الله جزایری مولف کتاب تذکره شوشتر می نویسد:

در بعضی کتاب تواریخ از ابوموسی منقوله چون عساکر استام شوشتر رامفتوح نمودنددرآنجا تابوتی ازسرب یافتند که میتی در آن بود وکیسه زری بااو بود که هر که ضرور داشت به قدر احتیاج از آن زرها به عنوانقرض برمی داشت و چون رفع احتیاج شده بودادا می نمود و بجای خود می گذاشت واگر بدون سبب تاخیر نموده بود بیمار می شد این امر غریب را به صحابه که در مدینه بودند عرض نمودند و صحابه در جواب نوشتند که این میت حضرت دانیال است وامر نمودند که او را دفن نمایند و الحال مدفن دانیال در شوش مشهور است و بارگاهی بر آن ساخته اند که آب نهر شاوور از زیر آن جاری است.

بقعه دانیال پیامبر مهمترین زیارتگاه خوزستان در کنار رود شاوورمجاور تپه های باستانی شوش است.به قول معروف مدفن دانیال پیامبر اصلا در شهر شوش است و در زمان خلافت عمربن خطاب بقایای وی به کنار رود شاوور منتقل شد.بنای قدیم را سیل خراب کرد.بنای کنونی با گنبد مضرس مخروطی به سال1287ه.ق.به وسیله ی حاج شیخ جعفر شوشتری احداث شد.

 

ارسال شده توسط سجاد 7000 در ساعت 10:31 ق.ظ | نظرت شما ()
عناوین آخرین مطالب ارسالی

s